تبلیغات
پایگاه مقاومت بسیج شهدای الهادی(ع) - مطالب هفته اول دی 1391

پایگاه مقاومت بسیج شهدای الهادی(ع)
 
بزرگتر از آمریکا هم نمی تواند هیچ غلطی بکند. مقام معظم رهبری

در تاریخ ماندگار شد
روزهاى سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست كه یك روزى را از میان روزهاى دیگر برمیكشد و آن را مشخص میكند، متمایز میكند، متفاوت میكند و مثل یك پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند كه ناگهان با یك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه‌ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمایز میكنند.
مطمئن باشید كه روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یك روز متمایزى شد. شاید به یك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - این حركت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فكر میكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مى‌‌‌بیند. این كارها كارهائى نیست كه با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛ این كار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در یك موقعیت حساسى - كه من بارها این را نقل كرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388

مجاهدت به نفع انسان

در شرائط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام میكند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. در قرآن مكرر این معنا ذكر شده است. دست اشاره ى الهى همه جا قابل دیدن است؛ منتها چشم باز میخواهد. اگر چشم را باز نكردیم، هلال شب اول ماه را هم نخواهیم دید؛ اما هلال هست. باید چشم باز كنیم، باید نگاه كنیم، دقت كنیم، از همه ى امكاناتمان استفاده كنیم تا این حقیقت را كه خدا در مقابل ما قرار داده است، ببینیم.
مهم این است كه انسان این مجاهدت را بكند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او كمك میكند. نوزده دىِ مردم قم در سال 56 از این قبیل بود، نهم دىِ امسالِ آحاد مردم كشور - كه حقیقتاً این حركت میلیونى فوق‌‌العاده ى مردم حركت عظیمى بود - از همین قبیل است، و قضایاى گوناگونى كه ما در طول انقلاب از این چیزها كم نداشتیم. این مجاهدت، راه را به ما نشان میدهد.
بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388

حجت بر همه تمام شد
یك نكته را هم به جوانان عزیز انقلابى، به فرزندان عزیز انقلابى خودم، به فرزندان بسیجى - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بیگانگان از ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مى‌‌‌‌بینند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بینند روز عاشورا چگونه یك عده‌‌‌‌اى حرمت عاشورا را هتك میكنند، حرمت امام حسین را هتك میكنند، حرمت عزاداران حسینى را هتك میكنند، دلهاشان به درد مى‌‌‌‌‌آید، سینه‌‌‌‌‌هاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى میخواهم عرض بكنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رویه‌‌‌اى، كمك به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میكنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میكنند، هر روز مى آورند، من نگاه میكنم - مى بینم همین طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میكنند كه چرا فلانى صبر میكند؟ چرا فلانى ملاحظه میكند؟ من عرض میكنم؛ در شرائطى كه دشمن با همه‌‌‌ى وجود، با همه‌‌‌‌ى امكاناتِ خود درصدد طراحى یك فتنه است و میخواهد یك بازى خطرناكى را شروع كند، باید مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میكند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى». بله، یك عده‌‌‌‌اى دشمنى میكنند، یك عده‌‌‌‌اى خباثت به خرج میدهند، یك عده اى از خباثت‌‌‌كنندگان پشتیبانى میكنند - اینها هست - اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بى‌‌‌‌گناهانى كه از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینكه یك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.
مسئولین كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى‌‌‌‌بینند؛ مى‌‌‌‌بینند مردم در چه جهتى دارند حركت میكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظیم روز چهارشنبه‌ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولین قوه‌‌‌‌‌ى مجریه، مسئولین قوه‌‌‌ى مقننه، مسئولین قوه‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌هاى گوناگون، همه میدانند كه مردم در صحنه‌‌‌اند و چه میخواهند.دستگاه‌‌‌‌‌‌ها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینه‌‌‌ى اداره‌‌‌‌‌‌ى كشور.
بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388

راه انقلاب این است
بدخواهانى كه سى سال است علیه این انقلاب و علیه این مردم هر كارى توانستند، كردند، اینها هم فرصت را مغتنم شمردند و با تبلیغاتِ خودشان وارد میدان شدند. بیش از این، كارى نمیتوانستند بكنند. اگر آمریكائى‌ها و انگلیسى‌ها و صهیونیستها میتوانستند نیرو وارد خیابانهاى تهران بكنند، یقین بدانید میكردند. اگر برایشان امكان داشت كه با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان كه میخواهند، هدایت كنند، میكردند. منتها میدانستند كه این كار به ضررشان تمام میشود. تنها كارى كه میتوانستند بكنند، این بود كه در صحنه‌ى تبلیغات، در صحنه‌ى سیاست جهانى، از آشوبگر، از اغتشاشگر حمایت كنند. رؤساى جمهور كشورهاى مستكبر در این قضیه وارد میدان شدند؛ اغتشاشگران خیابانى و خرابكارانى را كه با آتش زدن میخواهند موجودیت خودشان را نشان بدهند، ملت ایران نامیدند؛ شاید بتوانند اوضاع را آنچنان كه طبق میل خودشان است، در افكار عمومى دنیا و كشورمان تصویر و ترسیم كنند؛ اما شكست خوردند.
قوى‌ترین و آخرین ضربه را ملت در روز نهم دى و بیست و دوى بهمن وارد كرد. كار ملت ایران در بیست و دوم بهمن، كار عظیمى بود؛ نُه دى هم همین جور. یكپارچگى ملت آشكار شد.همه‌ى كسانى كه در عرصه‌ى سیاسى به هر نامزدى رأى داده بودند، وقتى دیدند دشمن در صحنه است، وقتى فهمیدند اهداف پلید دشمن چیست، نسبت به آن كسانى كه قبلاً به آنها خوشبین هم بودند، تجدید نظر كردند؛ فهمیدند كه راه انقلاب این است، صراط مستقیم این است. در بیست و دوى بهمن، ملت همه با یك شعار وارد میدان شدند. خیلى تلاش كردند، شاید بتوانند بین ملت دودستگى ایجاد كنند؛ اما نتوانستند. و ملت ایستاد؛ این پیروزى ملت بود. از بیست و دوم خرداد تا بیست و دوم بهمن - هشت ماه - یك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ایران بود؛ این یك درس شد. آگاهى جدیدى به وجود آمد. فصل تازه‌اى در بصیرت ملت ایران گشوده شد. این یك زمینه‌ى بسیار مهمى است. باید بر اساس این زمینه، حركت كنیم.
بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی 01/01/1389

لحظه‌ی نیازها
شوراى شما بحمدالله این خصوصیت را داشته است. دلائل زیادى هم براى این هست؛ آخرى‌اش همین نهم دى است؛ قبلش - ده سال قبل از این - 23 تیر است كه اشاره فرمودند؛ آن روز هم نیاز لحظه‌ها بود؛ این یك كار متعارف و معمولى نبود. راهپیمائى مردم در بیست و دوى بهمن با همه‌ى عظمتى كه دارد - كه حالا عرض خواهم كرد - یك كار متعارف است، یك كار روان‌شده است، شناخته‌شده است، متوقع است كه انجام بگیرد و انجام میگیرد؛ اما بیست و سه‌ى تیر در سال 78، یك كار متعارف نبود، یك كار متوقع نبود؛ اهمیت داشت كه این مجموعه بداند و بفهمد كه این كار در آن شرائط، لازم است و آن را انجام بدهد. كار نهم دى ماهِ امسال هم همین جور بود. شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نیاز؛ این اساس كار است كه مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛ آن كارى را كه باید انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراى هماهنگى تبلیغات این خصوصیت را داشته است، نشان داده است؛ هم در دهه‌ى اول، در اوضاع و احوال گوناگون آن دهه - در دوران دفاع مقدس، قبل از دفاع مقدس، بعد از دوران دفاع مقدس - هم بعد از رحلت امام در مناسبتهاى مختلف كه قله‌هائى را در تاریخ ما به وجود آورد. یكى از این قله‌هاى فراموش نشدنى، همین نهم دى امسال بود.
بیانات در دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى 29/10/1388

یك حركت بدون فراخوان
راز ماندگارى این انقلاب، اتكاى به ایمانهاست؛ اتكاى به خداست. لذا شما مى‌بینید آن روزى كه توده‌ى عظیم مردم در سرتاسر كشور احساس كنند كه دشمنى‌اى متوجه انقلاب است، احساس كنند كه دشمنىِ جدى‌اى وجود دارد، بدون فراخوان حركت میكنند مى‌آیند. روز نهم دى شما دیدید در این كشور چه اتفاقى افتاد و چه حادثه‌اى پیش آمد. دشمنان انقلاب كه همیشه سعى میكنند راهپیمائى‌هاى میلیونى را بگویند چند هزار نفر آمده‌اند - تحقیر كنند، كوچك كنند - اعتراف كردند و گفتند در طول این بیست سال، هیچ حركت مردمى‌اى به این عظمت در ایران اتفاق نیفتاده است؛ این را نوشتند و گفتند. آن كسانى كه سعى در كتمان حقائق درباره‌ى جمهورى اسلامى دارند، این را گفتند. علت چیست؟ علت این است كه مردم وقتى احساس میكنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ایستاده است، مى‌آیند توى میدان. این حركتِ ایمانى است، این حركتِ قلبى است؛ این چیزى است كه انگیزه‌ى خدائى در آن وجود دارد؛ دست قدرت خداست، دست اراده‌ى الهى است؛ این چیزها دست من و امثال من نیست. دلها دست خداست. اراده‌ها مقهور اراده‌ى پروردگار است. وقتى حركت خدائى شد، براى خدا شد، اخلاص در كار بود، خداى متعال اینجور دفاع میكند. لذا میفرماید: «انّ اللَّه یدافع عن الّذین امنوا». این را دشمنان نظام اسلامى نمیفهمند، تا امروز هم نفهمیدند؛ لذا تهدید میكنند، حرف میزنند، روشهاى گوناگون را به كار میگیرند، به خیال خودشان میگردند نقطه ضعف براى جمهورى اسلامى پیدا كنند؛ گاهى اسم حقوق بشر را مى‌آورند، گاهى اسم دموكراسى را مى‌آورند؛ ترفندهائى كه امروز براى مردم دنیا حقیقتاً ترفندهاى مسخره است. میگویند افكار عمومى؛ اما افكار عمومى اگر این حرفها را از آمریكا و صهیونیسم باور میكرد، اینجور در دنیا، در كشورهاى مختلف، ملتهاى مختلف، در مواقع گوناگون، نفرت خودشان را از این سران مستكبر نشان نمیدادند، كه مى‌بینید نشان میدهند. هر جا سفر میكنند، گروهى از مردم علیه‌شان شعار میدهند. پیداست كه افكار عمومى دنیا فریب ترفندهاى اینها را نخورده است.
بیانات در دیدار فرمانده و پرسنل نیروى هوائى ارتش جمهوری اسلامی ایران 19/11/1388
 
بدون علما ممكن نبود
یك مسئله‌ى بسیار مهم و استثنائى است؛ یكى از تمایزات نظام جمهورى اسلامى این است. مجموعه‌ى خبرگان، مجموعه‌ى علماى صاحب‌نام و صاحب شأن در بین مردم، و مورد اعتماد مردم در همه‌ى قضایا، بخصوص در قضیه‌ى بسیار مهم رهبرى و انتخاب رهبرى و قضایاى مربوط به آن محسوب میشود. و همین حضور اثرگذار و حساس در بین مردم، آثار و بركات خودش را داشته است و دارد. حضور مردم در حوادث بزرگ و مهم و اعلان موضعى كه میكنند - مثل راهپیمائى مهم بیست و دوم بهمن، كه واقعاً یك پدیده‌ى عظیمى بود در تاریخ انقلاب در این شرائط و با این اوضاع و احوال؛ و قبل از آن، حضور مردم در خیابانها در سراسر كشور در نهم دى - بدون اینكه علما و راهنمایان معنوى مردم كه مورد اعتماد آنها هستند، دلهاى مردم را به حقائق این انقلاب متوجه كنند، میسر نمیشد.نقش علماى دین در هدایت مردم، منحصر نمیشود به هدایت در امور فرعى و مسائل شخصى و اینها. مهمتر از همه‌ى اینها، هدایت مردم است در مسئله‌ى عظیم اجتماعى و مسئله‌ى حكومت و مسئله‌ى نظام اسلامى و وظائفى كه مترتب بر این هست در مقابله‌ى با حوادث جهانى. یقیناً اگر نقش علماى دین و راهنمایان روحانى حذف میشد و وجود نمیداشت، این انقلاب تحقق پیدا نمیكرد؛ این نظام به وجود نمى‌آمد و باقى نمیماند، با این همه مشكلات فراوانى كه در سر راه این انقلاب به وجود آوردند. بنابراین علماى دین - كه از جمله‌ى برترین آنها، مجموعه‌ى خبرگان هستند - تأثیر ماندگار و مستمرى در حوادث جامعه و سرنوشت جامعه دارند؛ كه خوب، آثارش را بحمداللَّه مى‌بینیم.
بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 06/12/1388

دنیا خیره شد
شما دیدید فتنه‌اى به وجود آمد، كارهائى شد، تلاشهائى شد، آمریكا از فتنه‌گران دفاع كرد، انگلیس دفاع كرد، قدرتهاى غربى دفاع كردند، منافقین دفاع كردند، سلطنت‌طلبها دفاع كردند؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد كه در مقابل همه‌ى این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دى، در روز بیست و دوى بهمن، آنچنان عظمتى از خودشان نشان دادند كه دنیا را خیره كرد. ایران امروز، جوان امروز، تحصیلكرده‌ى امروز، ایرانیان امروز، آنچنان وضعیتى دارند كه هر توطئه‌اى را دشمن علیه نظام جمهورى اسلامى زمینه‌چینى كند، به توفیق الهى توطئه را خنثى میكنند. منتها توجه داشته باشید؛ باید تقوا پیشه كنیم. آنچه ما را قوى میكند، تقواست؛ آنچه ما را آسیب‌ناپذیر میكند، تقواست؛ آنچه ما را به ادامه‌ى این راه تا رسیدن به اهداف عالیه امیدوار میكند، تقواست.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمینى (ره) در بیست و یكمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (ره) 14/03/1389

هیچ كس نگوید من تكلیفى ندارم
آنچه كه براى ما لازم است، این است كه آحاد مردم، مسئولین، غیر مسئولین، بخصوص جوانها، بخصوص كسانى كه سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسئولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ كس نگوید من تكلیفى ندارم، من مسئولیتى ندارم؛ همه مسئولند. مسئولیت معنایش این نیست كه اسلحه ببندیم، بیائیم توى خیابان راه برویم؛ در هر كارى كه هستیم، احساس مسئولیت كنیم؛ مسئولیت دفاع از انقلاب و از نظام جمهورى اسلامى؛ یعنى از اسلام، یعنى از حقوق مردم، یعنى از عزت كشور. این، شرط اول: همه باید این احساس مسئولیت را داشته باشیم. و من مى‌بینم كه این احساس مسئولیت را داریم. این را مردم كشور ثابت كردند، ثابت میكنند؛ حالا یك نمونه‌ى واضحش همین 9 دى بود كه اشاره كردند؛ نمونه‌هاى دیگرى هم هست؛ 22 بهمن در پیش است، دهه‌ى فجر در پیش است. مردم حضور خودشان را، آمادگى خودشان را، سرزندگى و نشاط خودشان را نشان داده‌اند، باز هم نشان خواهند داد.
دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن 6/11/1388

مشتی بر دهان فتنه‌گران
فتنه‌ى سال گذشته جلوه‌اى از توطئه‌ى دشمنان بود؛ فتنه بود. فتنه یعنى كسانى شعارهاى حق را با محتواى صددرصد باطل مطرح كنند، بیاورند براى فریب دادن مردم. اما ناكام شدند. هدف از ایجاد فتنه، گمراه كردن مردم است. شما ملاحظه كنید؛ مردم ما در مقابله‌ى با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دى در سرتاسر كشور مشت محكمى به دهان فتنه‌گران زد.این كار را خود مردم كردند. این حركت - همان طورى كه گویندگان و بزرگان و همه بارها گفته‌اند - یك حركت خودجوش بود؛ این خیلى معنا دارد؛ این نشانه‌ى این است كه این مردم بیدارند، هشیارند. دشمنان ما باید این پیام را بگیرند. آن كسانى كه خیال میكنند میتوانند میان نظام و میان مردم جدائى بیندازند، ببینند و بفهمند كه این نظام، نظام خود مردم است، مال مردم است. امتیاز نظام ما به این است كه متعلق به مردم است. آن كسانى كه با همه‌ى وجود نظام جمهورى اسلامى را و اسلام را و این پرچم برافراشته را در این كشور نگه داشته‌اند، در درجه‌ى اول خود مردمند؛ دشمنان ما این را بفهمند. سردمداران دولتهاى مستكبر - و در رأس آنها آمریكا - علیه ملت ما حرف میزنند، توطئه میكنند، گاهى شعار میدهند، گاهى اظهارات مزوّرانه میكنند، گاهى صریحاً دشمنى میكنند، گاهى در لفافه میبرند؛ اینها همه براى این است كه تحلیل درستى از مسائل ایران و شناخت درستى از ملت ایران ندارند. ملت ما ملت بیدارى است، ملت هشیارى است.
بیانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان گیلان‌8/10/1389




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 دی 1391 توسط حسین اسکندری (مدیر)


نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی‌بصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد.

نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

نه دی، درد کوته‌بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

نه دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.

نه دی، زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.


نه دی، در ایران بود ولی پایه‌های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می‌کرد.

نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

نه دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.

نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین (ع)، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و... داشت.

نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت‌خواهی»


نه دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه‌ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

نه دی، ثمره‌ی خون شهید آیت‌ها، مطهری‌ها، بهشتی‌ها، باکری‌ها، همت‌ها و... بود.

نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ‌ساز بود.

نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه‌گران توسط امت بود.

نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد، بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.

نه دی، نور بصیرت الهی بود در دل‌های امت.

هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می‌توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 دی 1391 توسط حسین اسکندری (مدیر)
نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی‌بصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد.

نه دی، درد کوته‌بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

نه دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.

نه دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.

نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین (ع)، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و... داشت.

نه دی، زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.

نه دی، در ایران بود ولی پایه‌های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می‌کرد.

نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت‌خواهی»

نه دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه‌ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

نه دی، ثمره‌ی خون شهید آیت‌ها، مطهری‌ها، بهشتی‌ها، باکری‌ها، همت‌ها و... بود.

نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ‌ساز بود.

نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه‌گران توسط امت بود.

نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد، بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.

نه دی، نور بصیرت الهی بود در دل‌های امت.

هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می‌توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 دی 1391 توسط حسین اسکندری (مدیر)

استکبار جهانی در سال های اخیر علاوه بر استفاده از جنگ سخت برای مقابله با جهان اسلام، از جنگ نرم به عنوان حربه ای دیگر استفاده کرده و با به خدمت گرفتن رسانه ها به دنبال همسویی افکار عمومی ملل مسلمان با سیاست ها و اندیشه های مادی گرایانه خود است.

در فتنه 88 شاهد بودیم که استکبار جهانی با در اختیار داشتن رسانه ها چگونه به جنگ با نظام مقدس جمهوری اسلامی آمد  و اگر نبود درایت و بینش عمیق حضرت  امام خامنه ای معلوم نبود که چه به سر این نظام می آمد. آری رسانه های بیگانه  با انتشار اخبار و رویدادهای مختلط از درست و نادرست بر افکار عمومی ایران تاثیر گذاشته و جماعتی را در توهم این مساله که  این نظام متقلب است و باید آن را از بین برد، قرار دادند.

مگر نبود انعکاس لحظه به لحظه تجمعات و درگیری ها و اعلام آمارهای نادرست که مثلا در میدان آزادی بیش از سه میلیون نفر در حمایت از فلان کاندیدا تجمع کرده و خواهان ابطال انتخابات هستند.

هنوز یادمان نرفته که عده ای از کسانی که خود را یار امام می دانستند  با گفتار و رفتار و کردارشان  آب به آسیاب دشمن ریختنتد و تا آنجا پیش رفتند که حتی اعلام کردند که « حالا که ما نیستیم پس چه بهتر که نظام هم نباید باشد».

اینکه این افراد از درون با رسانه های بیگانه همکاری داشته اند شکی نیست، اما همین قدرت رسانه بود که به کمک نظام جمهوری اسلامی آمد و آتش فتنه را که در کشور شعله ور شده بود، خاموش نمود. آری انعکاس اقدام فتنه گران در پاره کردن تمثال مقدس حضرت امام خمینی(ره) و به سخره گرفتن عاشورا و حمله آنان به مردم عزادار در چنین روزی خود اقدامی بسیار بجا و به موقع بود که مردم را نسبت به این جماعت نااهل آگاه و بصیر کرد و همین عامل باعث شد مردم به ندای مولا و مقتدایشان حضرت امام خامنه ای پاسخ مثبت داده و حماسه نهم دی را خلق کنند.

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 دی 1391 توسط حسین اسکندری (مدیر)
مردمی كه پیش از اشاره رهبر خود، حماسه جاوید نهم دی را می آفرینند و سر فتنه گران را به سنگ می كوبند، از وجود تمایزی روشن میان زمانه ما و امیرالمومنین(ع) خبر می دهند. تمایزی كه این بار از به محاق رفتن حق مداری جلو می گیرد. آنچنانكه پس از این رخداد سترگ، سران فتنه و نفاق یكی یكی برای نجات خود از مهلكه، راه های گریز را می جویند. این حضور حماسی و خدایی به طور قطع از وجوه بارز تمایز زمانه ما با دوران امیرالمومنین است. ولی نكته اینجاست كه علاوه بر ویژگی های خواص دوره مولا (اشرافی گری، نفاق، گرایش به سكوت و براندازی)، نخبگان امروزین جامعه ما، بار انحراف مردمان زمانه امیرالمومنین(ع) را هم به دوش می كشند. به طوری كه بی بصیرتی خصوصیت بسیاری از آنان شده است.
حوادث خیره كننده اخیر در حالی بروزكرد كه شیعه تا فتح دوباره خیبر فقط چند ضربه شمشیر فاصله دارد؛ كه اگر این رخداد خارق العاده رخ بنماید جایگاه اسلام و شیعه به گونه ای دیگر رقم می خورد. در چنین شرایطی شاهد چالش و تردید افكنی در قلب جهان تشیع بودیم و از این دردناك تر، فتنه گری و یا سكوت مرگبار نخبگانی را به چشم دیدیم كه آبروی خود را از انقلاب و اسلام گرفته اند.
در چنین برهه حساسی بر همه وفاداران به انقلاب و میراث اهلبیت(ع) است در جنگ نرمی كه با حركت های ساختارشكنانه حذف دستاورد بزرگ شیعه، حكومت اسلامی را هدف گرفته است، قدمی را از باب وظیفه بردارند. موسسه اشراق حكمت و فرهنگ برآمده جمعی از دانشجو- طلبه های حوزه علیمه قم است، كه به عون الله تعالی، با رویكرد حكومتی، حضور پیشتازانه در علوم حوزوی و دانش های مربوطه را وجهه همت خود دارد، با همه بضاعت مزجات خویش، مانند آحاد مردم، مددرسانی به نظام بسترساز فرج را از جمله وظایف اساسی و علمی خود می داند.
از این رو توجه به كارهای مطالعاتی را كنارنهاده وبرای چاره اندیشی در خصوص شرایط موجود به همفكری نشستیم. در نهایت بناشد كه مجموعه هایی پژوهشی در قالب بررسی تحلیلی و آسیب شناسانه انتخابات دهم، ارزیابی تاریخی و جریان شناسانه از دوره امیرالمومنین(ع) و مشكلاتی كه آن حضرت در مدت كوتاه حكومت خود با آنها دست به گریبان بود را عرضه كنیم و نیز به زمینه و زمانه فتنه و شگردهای فتنه گران از منظر امام سجاد(ع) و نقش روشنگری های صحابی با بصیرتی چون عمار توجه كنیم كه مجموعه حاضر، حاصل بخشی از این هم اندیشی است.
در مجموعه حاضر از تطبیق رویدادها بر شرایط حاضر پرهیز كرده ایم البته فضای مباحث به حدی روشن است كه شاید نیازی به این كار هم نبود.
امید آنست كه حاصل اندك این تكاپو، كه برخاسته از دغدغه های اصیل مردمی است، برای روشنگری و تجربه اندوزی در سیر به سوی حل مشكلات كنونی موثر باشد. هرچند وضعیات پیش آمده تا همین امروز هم بركات بی شماری عاید ملت و انقلاب كرده است كه شرح آن مجال دیگری می طلبد.
بصیرت
اگر كسی برگ های تاریخ اسلام را تورق كند، به این حقیقت پی می برد كه امت پیامبر(ص) در اثر تسامح و سهل انگاری هایی كه از خود بروز داد به دردهای سختی مبتلا گردید؛ به طوری كه اواخر خلافت عثمان مردم دریافتند گرفتار بیماری جانكاهی هستند كه آسایش و آرامش شان را ربوده است. از این رو در گام نخست به دنبال امیرمؤمنان(ع) رفته، افسار عنان خلافت را با اصرار به دست آن حضرت سپردند؛ ولی هنوز چندی از خلافت آن حضرت نگذشته بود كه راه اطاعت از امام را كنار نهاده، رسم عصیان و چموشی را برگزیدند. آنها درد را حس می كردند، اما درخصوص درمان سهل انگار بودند؛ طبیب حاذقی را برگزیدند، ولی عمل به نسخه هایش را لازم نمی دیدند.
ریشه نابسامانی های آنان در مرحله نخست در ضمیر آحاد مردم پنهان بود و در مرحله بعد در بیرون وجودشان؛ لكن آنها گمان می كردند همه نابسامانی ها در دنیای خارج از وجودشان نهفته است. بنابراین پیش از درون نگری به برون نظر افكنده، به دنبال اصلاح نظام سیاسی رفتند و در پی آن امیرمؤمنان(ع) را به حكومت برگزیدند؛ غافل از آنكه تا زمانی كه بیمار ، روح مبارزه با امیال درونی خود را نیاغازد، و بر اطاعت از نسخه های شفابخش حكیم عزم خود را جزم نكند، هرگز جامه سلامتی بر تن خویش نخواهد دید.
برخورد آنها با امیرمؤمنان(ع) همانند رفتار گلّه ای چموش و خودسر با صاحب و راهنمای خود بود. تا زمانی كه خزانه بیت المال پر بود و حضرت آنها بهره می داد، در اطراف حضرت متراكم بودند؛ ولی هر گاه خزانه خالی می شد و یا مولا آنها را از دستیازی ناحق به اموال دیگران منعشان می فرمود، زبان به اعتراض می گشودند. چنانكه در جنگ جمل، آن زمان كه حضرت آنها را از تصاحب اموال و زنان و فرزندان بصریان منع كرد، به شدت پرخاش كردند ؛ و یا وقتی كه جنگ صفین به درازا انجامید و به ظاهر چیزی جز ضرر و زیان جانی و مالی برایشان به دنبال نیاورد، زبان اعتراض شان برآمد.
یكی از ریشه های مهم این رفتار متناقض و حیرت انگیز، جهالت و ناآگاهی بود كه ما در این مقام تحت عنوان مشكل ضعف بصیرت بدان می پردازیم.
در روزگار خلافت امیرمؤمنان(ع)، اسلام بیش از آنكه از بیرون مرزهای جهان اسلام تهدید شود، از درون مرزها تهدید می شد؛ یعنی دو امپراطور روم و ساسانی، هم از لحاظ نظامی و هم از لحاظ فرهنگی مغلوب قدرت نظامی و توان فرهنگی مسلمانان شده بودند. ولی در متن جامعه اسلامی روح ایمان و باورهای قرآنی و ارزش های دینی در اثر انحراف مسیر خلافت و فساد مالی و نفوذ فرهنگ فاسد بنی امیه، هر روز بیشتر از روز گذشته به ضعف می گرایید؛ لذا علی بن ابیطالب(ع) هنگامی كه به حكومت رسید، تمام هم و غم خود را بر سر احیای ارزش های اصیل اسلام و ملاك های قرآنی و در یك كلام اسلام ناب پیامبر(ص) گذاشت.
از منظر حضرت اصلاحات داخلی در دو محور می بایست دنبال شود؛ كوتاه كردن دست منافقانی كه با نام اسلام قصد سلطه بر مفصل های حساس و پست های كلیدی جامعه اسلامی را داشته و با كارشكنی ها و اعمال خلاف دین، موجبات نابسامانی جامعه و نارضایتی مردم را فراهم می آوردند. دو جنگ جمل و صفین و عزل كارگزاران اموی از پست های جهان اسلام، از مهم ترین اقدامات حضرت در جهت تحقق این دو هدف اصلاحی به شمار می آمد.
جای تردید نیست كه در صورت تحقق طرح فوق، دردهای جامعه اسلامی تا حد زیادی درمان می شد؛ چرا كه هم امت اسلامی از آلودگی به سنت های مخالف شریعت رهایی می یافت و هم حكومت از لوث منافقان پاك می شد.
اصلاحات حضرت به دو امر مهم نیاز داشت؛ یكی صبر و بردباری و دیگری بصیرت و آگاهی. صبر و بردباری به خاطر آنكه اساسا اصلاحاتی چون مبارزه با سنت های فاسد كه در گذشته پایه گذاری و در زمان امیرمؤمنان(ع) به صورت یك هنجار اجتماعی درآمده بود و یا جنگ با ناكثین و قاسطین، كارهای سخت و دشواری بودند؛ از این رو به حلم و پایمردی نیاز داشتند.
برخی از آن سنت ها، همچون تقسیم نابرابر بیت المال یا سیاست گسترش فتوحات، موجب افزایش رفاه برخی از مسلمانان و رزمندگان فاتح می شد؛ بنابراین آنها با توقف آن مخالفت می كردند؛ غافل از آنكه تقسیم نابرابر بیت المال موجب زوال عدالت اجتماعی و رشد تبعیض و اختلاف های ظالمانه طبقاتی گردیده و بغض و كینه اقشار فرودست را نسبت به طبقات بالاتر افزایش می داد. گسترش فتوحات نیز، بدون توجه به ابعاد معنوی، انگیره های فتوحات را از جهاد فی سبیل الله به كشورگشایی های شاهانه و زیاده خواهانه مبدل می ساخت؛ چرا كه از منظر اسلام، تا زمانی كه توسعه حیات دنیوی در راستای توسعه حیات اخروی نباشد، ارزش به حساب نمی آید؛ بلكه تضعیف حیات معنوی را بدنبال خواهد داشت و فرهنگ جامعه را به یك فرهنگ مادی و به دور از ارزش های متعالی قرآن مبدل می سازد؛ روحیه خودپسندی و خودمحوری را زنده و ریشه ایثار و گذشت را می خشكاند. و اینها همان دردهای پنهانی است كه مردم آن عصر بدان مبتلا بودند.
جنگ با منافقان داخلی نیز بصیرت افزونتر را می طلبید؛ چون منافقان كه در لباس ناكثین و قاسطین خود را نشان دادند، مانند سایر مسلمانان اهل نماز و روزه و حج و زكات بودند و به زبان اظهار مسلمانی می كردند. برخی از آنها جزء اصحاب با سابقه پیامبر(ص) بودند و مخالفت های خود با حضرت امیر(ع) را به تعالیم اسلام، همچون دفاع از خون مظلوم و ضرورت تحویل قاتلان خلیفه مظلوم مستند می كردند؛ بنابراین مبارزه و جنگ با آنها كاری بس دشوار بود. از این روی حضرت در آغاز جنگ با منافقان داخلی به یارانشان فرمودند: «و قد فتح باب الحرب بینكم و بین اهل القبله، و لایحمل هذا العلم لا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق ؛ میان شما و اهل قبله در جنگ گشوده شد، و این علم را برندارد مگر آنكه بینا و شكیباست، و داند كه حق در كجاست».
درنگی در مفهوم بصیرت
طبق تعریف برخی از علمای بزرگ علم لغت، بصیرت عبارت است از حقایقی از دین یا غیر دین كه به باور قلبی مبدل شده باشد. «خلیل بن احمد» بصیرت را چنین تعریف می كند: «اسم لما اعتقد فی القلب من الدین و حقیق الامر ؛ یعنی بصیرت نام اعتقاد قلبی به یك امر دینی و یا یك حقیقت می باشد».
بنابراین هر دانایی بصیرت به حساب نمی آید، بلكه دانایی همراه با باور و ایمان بصیرت است؛ از این رو بصیرت موجب هدایت و حركت است. در حالی كه علم همواره مقرون باور قلبی نبوده و در نتیجه لزوماً عمل را به دنبال ندارد. برای نمونه خیلی از مردم می دانند سیگار برای انسان زیان بار است؛ ولی به دلیل اینكه به مضرّات آن باور ندارند از آن استفاده می كنند؛ حتّی برخی از پزشكان به انواع مواد مخدّر معتاد می باشند. تقریباً هر انسان الهی می داند روزی این جهان را ترك و به عالم برزخ و حساب سفر خواهد كرد و در آنجا یكایك اعمالش مورد ارزیابی قرار گرفته و جزا و پاداش بدان تعلق می گیرد؛ اما از آنجایی كه این بینش در بسیاری از مردم از ساحت ذهن به ساحت قلب رسوخ نكرده و به ایمان باطنی تبدیل نگردیده، موجب تقوی و پرهیزگاری آنها نمی شود.
ولی علم مقرون با اعتقاد قلبی مایه حركت و عمل است و از این روست كه بصیرت موجب هدایت بوده، و انسان را از غلفت بیدار می كند. انسان بصیر به كمك این قوه از خطر گمراهی و فریب خوردن در امور و موضعگیری غافلانه و حساب نشده در امان است. بصیرت مانند سپری است كه در هنگامه فتنه ها و مواقف خطرناك انسان را مصون و محفوظ نگه می دارد. شاید از این روست كه «زره و لباس محافظ جنگی» را «بصیرت» نامیده اند ؛ چون انسان را از شمشیرها و ضربه های نابهنگام و غافلانه حفظ می كند.
گفتنی است از لوازم بصیرت زیركی و فطانت است؛ زیرا وقتی آدمی به روشنی از جوانب مسائل پیش رویش اطلاع داشته باشد، نقطه ابهامی برایش باقی نمی ماند تا مانع برخورد صحیح با آن شود؛ بنابراین با درایت و زیركی بیشتری وارد عمل خواهد شد.
به علاوه انسان بصیر به دلیل برخورد عمیق و نگاه ژرف به مسائل، از حوادث گذشته و حال برای آینده عبرت خواهد گرفت؛ لذا لغت دانها بصیرت را گاه به لوازمش، یعنی زیركی و عبرت ترجمه كرده اند.
خلاصه اینكه انسان دو چشم دارد یكی چشم سر و دیگری چشم دل، با چشم دل می توان حق را از باطل تشخیص داد و انسان بصیر كسی است كه چشم دلش بینا باشد از این رو فرهنگ قرآن كسانی را كه از حوادث پیرامون خود عبرت می گیرند و حق و باطل را تشخیص می دهند دارای بصر، و كسانی كه آیات الهی را نادیده می گیرند و به گمراهی و كفر رومی آورند، كور و نابینا توصیف می كند ؛
« والله یؤّید بنصره من یشاء ، نّ فی ذلك لعبره لاولی الابصار» ( آل عمران/ 13 )
« فنها لاتعمی الابصار و لكن تعمی القلوب الّتی فی الصدور» (حج46 )
بنابراین مقصود از اجتماع بصیر، اجتماعی است كه علاوه بر چشم سر، چشم دلش نیز بینا باشد، گره های كور مشكلات خود و راه گشودن آن را می داند، دوستان و دشمنان خود را بشناسد، به ضعف های خویش آشنا و راه درمانش را بداند، جریان های سیاسی و فرهنگ ساز و ارتباط آنان را با ارباب دین و دنیابشناسد، رابطه زر و زور و تزویر را درك كند و نسبت به علائم نفاق و صداقت و عناد شناخت كامل داشته باشد. در مقابل اگر جامعه ای دردهای خود و راه درمانش را نشناسد، نسبت به سرچشمه های هدایت و انحراف خود بیگانه باشد، معیار روشنی برای اقبال و ادبار به شخصیت ها و یا امواج فكری و فرهنگی حاكم بر محیط خود نداشته باشد، بی دلیل روزی از یك شعار حمایت و بی حساب فردای آن روز از در مخالفت با آن درآید، چنین جامعه ای فاقد بصیرت و نابینا است. كما اینكه جامعه عصر حاكمیت امیرمؤمنان(ع) به این بلا مبتلا بود؛ به طوری كه حضرت در وصف آنها می فرمودند: «عمأ ذو أبصار ؛ كورانید با چشمهای بینا».
آری جامعه بدون بصیرت كور است و همچون كوران اعمال متناقض از خود بروز می دهد؛ برای دستمالی قیصریه ای را به آتش می كشد، اصلا به خیرش نمی توان امیدوار بود؛ هرگز قابل اعتماد نیست و در حساس ترین لحظات، به خاطر عدم درك موقعیت خود، پیشوای بصیرش را تنها می گذارد. وجودشان كالعدم و حیاتشان مساوی مماتشان است. از این رو امیرمؤمنان(ع) در وصفشان می فرمود: «ایها الشاهده أبدانهم الغائبه عنهم عقولهم ؛ ای مردم]ی[ كه به تن حاضرند و به خرد ناپیدا».
آنان به دلیل كوردلی و ناتوانی در تحلیل مسائل و شناخت حق و باطل، از روی هواهای خود حكم می كنند و از آنجا كه هواهای نفسانی به تعداد افراد جامعه متفاوت بوده و در زمان های مختلف تغییر می كنند، چنین جامعه ای ثبات خود را از دست می دهد. هر دسته ای خواسته ای متفاوت با دیگران دارد و هر روز چیزی غیر از مطلوب دیروز را طلب می كند. یك روز عده ای خواهان جنگ با دشمن و روز دیگر عده ای دیگر خواهان صلح و روز سوم هر دو از خواسته خود دست برمی دارند. بنابراین مشكل بصیرت از مشكلات خطرآفرینی است كه روند اصلاح جامعه را متوقف می كند؛ به طوری كه اگر برترین رهبران عالم هم در رأس چنین جامعه ای قرار گیرند، از رفتار متناقض و كردار حیرت انگیز مردم زمین گیر می شوند؛ كما اینكه حضرت در مورد مردم زمان حكومتش می فرمودند: «المختلفه أهواؤهم، المبتلی بهم امراؤهم ؛ یك سر و گونه گونها سودا، فرماندهان به آنان مبتلا».
جریان های بی بصیرت
فقدان بصیرت و ناآشنایی با زمان و مكان و توطئه های در حال شكل گیری، در میان یاران حضرت به گونه های مختلفی تجلی یافت.و ما می كوشیم با تقسیم جریان بی بصیرت به دو گرایش تندرو و كندرو، نكته ها و نمادهای عبرت انگیز آن را بررسی كنیم :
الف.كندروها
نا آشنایی به معارف ژرف اسلامی و تمایلات دنیاطلبانه در نهایت سبب آن بود كه تعدادی از طیف های برجسته امت اسلامی در مواجهه با رویدادها به جای دقت و تلاش برای تشخیص حق، آسان ترین راه ممكن را برگزیده و خود را از ورود در معركه ها بركنار بدارند. در بعد تفریطی برخی بدون توجه به شخصیت الهی امیرمؤمنان(ع)، تحت عنوان احتیاط دینی، حمایت آن حضرت در جنگ ها را وامی نهادند. شخصیت ها و طیف هایی مانند اسامه بن زید، یاران و شاگردان عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر و ابوموسی اشعری از این جمله اند كه شرح موضع گیریها و اقداماتشان در پی می آید؛
یكم: اسامه بن زید از شركت در جنگ جمل كناره گیری كرده به حضرت عرض كرد: «أنت أعزّ الخلق علیّ ولكنّی عاهدت الله أن لاأقاتل أهل لاله لاالله؛ شما عزیزترین مخلوقات نزد من هستی، ولی من با خدا عهد بسته ام با كسانی كه خدای یكتا را می پرستند جنگ نكنم.»
دوم: یاران و شاگردان عبدالله بن مسعود، یكی از فقها و اصحاب نامدار پیامبر(ص)، كه در زمان مولا صاحب منزلت اجتماعی بودند. اینان زمانی كه حضرت برای بركندن ریشه مفاسد در امت اسلامی سپاه خود را برای حركت به سوی صفین می آراست، تكلیف خود را در اقدامات ارشادی در قبال طرفین حق و باطل، آن هم در عرصه نبرد یافتند. شاگردان عبدالله نزد ایشان آمده و گفتند:
نا نخرج معكم، لاننزل عسكركم و نعسكر علی حده حتی ننظر فی أمركم و أمر أهل الشام... ؛ ما با شما می آییم ولی در لشگرگاه شما توقف نمی كنیم؛ بلكه به طور جداگانه منزل می كنیم تا ببینیم كار شما با شامیان به كجا می انجامد؛ آنگاه منتظر می مانیم هر كدام از شما مرتكب عملی شد كه بر او حرام بوده یا فسادی از او ظاهر شد، بر علیه او وارد عمل می شویم.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 دی 1391 توسط حسین اسکندری (مدیر)

بیانات مقام معظم رهبری (دامه ظله)۲۹/۳/۱۳۸۸ 

این تصور هم غلط است كه بعضى خیال كنند با حركات خیابانى، یك اهرم فشارى علیه نظام درست میكنند و مسئولین نظام را مجبور میكنند، وادار میكنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به

 مطالبات غیر قانونى

 زیر فشار، خود این، شروع دیكتاتورى است.

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 دی 1391 توسط حسین اسکندری (مدیر)

رهنمودها و مبانی طرح صالحین از دیدگاه مقام معظم رهبری

? – ایمان کمتر در کلاس بدست می آید ، بیشتر در جلسات موعظه ، در برخورد خوب و بیشتر از همه در رفتار ما و در سوق دادن آنها به نماز ، عبادت ، ذکر ، تضرّع و توسّل بدست می آید.

? – جوانها ، از معارف بلندی که جزء بهترین آنها ( آثار شهید مطهری ) است ، حتماً استفاده کنید.

? – مجموعه فکری درست بکنید ، از آدمهای مطمئن ( یک مجموعه اندیشه روز ).

? – بهره گیری از نیروهای عاطفی در کنار فعالیت عقلی.

? – جوان اول باید احساس مسئولیت کند ، مثل پر کاهی در امواج حوادث نباشد.

? – ای بسا با تشکیل کلاس ، معلومات فرد را از دین بالا می بریم ، در حالیکه ایمان او بیشتر نشده است ؛ باید معلومات دینی هم بالا برود.

? – باید آنچنان خود را بسازید که مثل شمعی پروانه ها را به دور خود جمع کنید.

? – می تواند محور باشد ، انسانهایی را به خود جلب کند ، بیست نفر را به دور خود جلب کند.

? – انسان برجسته در میدان رزم دارای بنیّه قویّ فرهنگی ، خودجوش در عرصه سیاست ، توانا در تبلیغ دین ، باید اینگونه افراد درست کنید .

وَلَقَد کَتَبنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أنَّ الأرضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

به منظور تقویت ایمان و معرفت بسیجیان در پایگاههای بسیج و پرورش استعدادهای جوان ، تربیت نیروی کادر در عرصه های مختلف ، مرحله اول این طرح در پایگاههای مساجد و محلات بوسیله سه عنصر اصلی ( امام جماعت مسجد ، فرمانده پایگاه و مربیان تربیتی ) برای بسیجیان به اجرا در میآید و پس از اصلاح و بازنگری و تطبیق آن با وضعیت اقشار در آن مجموعه ها به تدریج پیاده سازی می شود .

معرفی طرح صالـحین

طرح صالحین بر مبنای ارزش‌های اسلامی در سراسر پایگاه‌های مقاومت در سطح کشور برگزار می‌شود
طرح صالحین باید پایگاه‌های بسیج را تبدیل به دانشگاه کند و یادگیرنده و یاددهنده خوبی برای جوانان باشد.
اجرای این طرح ، باورهای دینی جوانان و نوجوانان را سرعت می‌دهد و در این طرح به نکات عمیق و کاملاً تربیتی، آن هم از نوع آموزشی باید توجه ویژه شود.
فعالیت‌هایی که مربی طرح صالحین پایگاه انجام می‌دهد غیر ساعات کلاس درسی است و کار اصلی این طرح ، تربیت جوانان و نوجوانان بر طبق ارزش‌ها و بینش‌های اسلامی است . محتوای این طرح که همان تربیت جوانان است ، کار ساده‌ای نیست یعنی مربی باید انسانی ویژه و کاردان و دارای بینش اسلامی بسیار غنی باشد .
اگر می‌خواهیم جوانانی ارزشمند تربیت کنیم باید مربی دارای الگوهای رفتاری مناسب با شرایط دینی و مذهبی در این عرصه تربیت کنیم تا در بین جوانان تأثیر گذار باشد .
در این طرح جوانانی را برای آینده انقلاب اسلامی تربیت خواهیم کرد که انسان‌هایی سطحی‌نگر نباشند بلکه محور تأثیر‌گذاری در کشور باشند .
مسئول طرح صالحین پایگاه‌ها باید کارشناس مباحث تربیتی و اسلامی بوده و بینش اسلامی آن از اعضای سایر پایگاه‌ها بیشتر باشد ؛ مربیان این طرح باید انسان‌سازی را در پایگاه‌ها نهادینه کنند و انسان‌هایی ویژه و نخبه باشند .
کیفیت کار بسیج در مساجد و پایگاه‌های بسیج باید ارتقا داده شود تا در کشور انقلاب فرهنگی طبق ارزش‌های دینی و اسلامی ایجاد شود .
اجرای طرح صالحین مقابله با تهدیدات نرم دشمن است و بسیجیان باید بیشتر از گذشته در این طرح از خود مایه بگذارند .
فرماندهان پایگاه باید به شکل جدی وارد این عرصه شوند و در طرح صالحین فعالیت کرده و استعداد‌های نیروی جوان را در پایگاه‌ها شناسایی کنند .





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 دی 1391 توسط حسین اسکندری (مدیر)

مكتبی بودن
مهمترین ویژگی بسیج ایمان به خدا و اعتقاد قلبی و باور درونی به خالق یكتا است. ایمان به خدا رابطه مستحكم نیروهای بسیجی با حق تعالی است زیرا بسیج رضایت حق تعالی را مبنای حركت و فعالیت خود می داند. بنابراین مهمترین مشخصه بسیجی مكتبی بودن آن است. جهاد همه جانبه در راه خدا، نگهبانی از انقلاب ، دستاوردهای نظام مقدس اسلامی از دیگر جنبه های مكتبی بودن نیروهای بسیجی است.


اطاعت از ولایت فقیه
اطاعت از ولایت فقیه و تبعیت پذیری از رهبری نظام یكی از شاخص ترین ویژگی های بسیج است. بسیج تابع محض ولایت فقیه است و سعادت خود و جامعه را در پیروی از ولایت فقیه می داند، زیرا از معمار انقلاب و موسس بسیج آموخته است كه ««من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم كه امر دولت اسلامی اگر بانظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملكت وارد نخواهد شد.»
 
اخلاص

بسیج عاشق خدا است و اخلاص به خدا مهمترین خصوصیات و ویژگی بسیجیان است. زیباترین حركت بسیجیان خمینی و فعالیت بسیجیان ، داشتن رنگ خدائی در كارها است. برای همین است كه امام بسیجیان ، خمینی كبیر (ره) فرموده اند:
” بسیج لشكر مخلص خدا است كه دفتر تشكیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند.“
مساله اخلاص بسیار دقیق و ظریف است كه قبولی اعمال بستگی به مقدار خلوص انسان دارد و هر چه اخلاص بیشتر و كاملتری داشته باشد، عمل او ارزشمندتر است . امام صادق علیه السلام در ضرورت توجه به موضوع اخلاص می فرمایند:
” هیچ نعمتی بالاتر از این نیست كه در دل بنده چیزی جز خدا نباشد.“
 
تواضع و فروتنی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 دی 1391 توسط علی بهزادی

خدایا می‌دانی چه می‌كشم، پنداری چون شمع ذوب می‌شوم. ما از مردن نمی‌هراسیم، اما می‌ترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر بسوزیم، روشنایی می‌رود و جای خود را دوباره به شب می‌سپارد. پس چه باید كرد؟ از یك سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند. هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید شویم.
عجب دردی! چه می‌شد امروز شهید می‌شدیم و فردا زنده می‌شدیم تا دوباره شهید شویم؟!


شهید كاظم لطیفی‌زاده





طبقه بندی: آشنایی با شهدا، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 دی 1391 توسط علی بهزادی

زنگ در خونه رو می زدن ولی هر چی می گفتی کیه جوابی نمی شنیدی. در رو که وا می کردی یه چیزی مثل فشنگ وارد حیاط می شد و بر می گشت بیرون. بعد از چند لحظه که مات و مبهوت بودی تازه متوجه می شدی یوسف بوده که اومده توپش رو که موقع فوتبال افتاده تو حیاط، برداره. همون یوسفی که نمی تونست حتی با باباش هم دو کلمه درست و حسابی صحبت کنه.

گر چه پشت لبش تازه سبز شده بود اما کاری که کرد نشون داد که دلش خیلی وقته که سبزه. یوسف یه دایی داشت.

دایی هر چند وقتی به فامیل ها سر می زد. آخه نماینده مجلس بود و بیشتر اوقات دنبال کار مردم. یوسف دایی رو خیلی دوست داشت ولی تا حالا حتی جرأت نکرده بود یک کلمه باهاش حرف بزنه.

اون روز هم دایی اومده بود به فامیل ها سر کشی کنه. یوسف که خودش رو از قبل آماده کرده بود، با یه کاغذ تو دستش تو کوچه به دیوار خونه تکیه داده بود. مثل همیشه سرش پایین بود و کف کوچه رو کنکاش می کرد.

دایی رسید به خونه یوسف. یوسف هیجان زده بود. به سختی آب دهانش رو قورت داد. عرق کرده بود. آروم به دایی گفت دایی سلام. دایی با تعجب از پیشدستی یوسف تو سلام، جواب سلامش رو داد. گفت : چیه چرا تو کوچه ایستادی؟ یوسف مطمئن بود. تصمیمش رو گرفته بود. آهسته به دایی گفت دایی یه کاری باهاتون دباهاتون دارم.

دایی به رسم شوخی محکم به پشت یوسف زد و گفت بفرما در خدمتیم. ... دایی ، می خوام برم جبهه. گفتن باید بابام این رضایتنامه رو امضا کنه. ولی هر چی می گم، می گه " نه ؛ تو بچه ای ". شما بهش بگین من قول می دم مواظب باشم. بزاره برم.


 



ادامه مطلب

طبقه بندی: آشنایی با شهدا، 
برچسب ها: وبلاگ پایگاه بسیج شهدای الهادی(ع)،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 دی 1391 توسط علی بهزادی
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}