تبلیغات
پایگاه مقاومت بسیج شهدای الهادی(ع) - بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از بسیجیان و فعالان طرح شجره‌ى طیبه‌ى «صالحین»

پایگاه مقاومت بسیج شهدای الهادی(ع)
 
بزرگتر از آمریکا هم نمی تواند هیچ غلطی بکند. مقام معظم رهبری

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خدا را سپاسگزاریم كه یك نمونه‌اى از آنچه كه در ماجراى بزرگ عاشورا دیده شد، نقل شد براى ما، در دوران ما به وجود آمد؛ مردان و زنان و جوانانى كه به هدف اندیشیدند، از جان، از مال، از تعلقات زندگى چشم پوشیدند؛ این را ما در دوران دفاع مقدس به چشم دیدیم و امروز ادامه‌ى آن و بركات آن را داریم مشاهده میكنیم. تقارن این ایام با حادثه‌ى عظیم عاشورا درس‌آموز است. هیچ وقت نباید امت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى ماجراى عاشورا را به عنوان یك درس، به عنوان یك عبرت، به عنوان یك پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ى به عاشورا و به حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) است. همان طور كه فرمود: «و انا من حسین»؛(1) بنا بر این معنا، یعنى دین من، ادامه‌ى راه من، به وسیله‌ى حسین (علیه‌السّلام) است. اگر حادثه‌ى عاشورا نبود، اگر این فداكارى عظیم در تاریخ اسلام پیش نمى‌آمد، این تجربه، این درس عملى، به امت اسلامى داده نمیشد و یقیناً اسلام دچار انحرافى میشد از قبیل آنچه كه ادیان قبل از اسلام دچار آن شدند و چیزى از حقیقت اسلام، از نورانیت اسلام باقى نمیماند. عظمت عاشورا به این است. البته مصیبت در عاشورا سنگین است، خسارت بزرگ است، جان كسى مثل حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) به همه‌ى آسمان و زمین مى‌ارزد، جانهاى پاك و طیب و طاهر آن اصحاب، آن جوانان، آن اهل‌بیت، قابل مقایسه‌ى با جان هیچ كسْ دیگر نیست؛ اینها در این میدان به خاك و خون غلتیدند، فداكارى كردند، فدا شدند، حرم معزز پیغمبر و امیرالمؤمنین به اسارت افتادند؛ این حوادث خیلى سنگین است، خیلى تلخ است، خیلى سخت است، اما آنچه كه بر تحمل این حوادث تلخ و سخت مترتب شد، آنچنان بزرگ است، آنچنان باعظمت و ماندگار است كه تحمل این حوادث سخت را بر كسى مثل حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) و یاران او و خانواده‌ى او آسان میكند. این را بزرگان نقل كرده‌اند، مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملكى (رضوان الله علیه) در مراقبات - كه حرف ایشان سند است، حجت است - تأكید میكنند كه در روز عاشورا هرچه مصیبتها سنگین‌تر میشد، چهره‌ى حسین‌بن‌على (علیه‌السّلام) برافروخته‌تر، آثار شكفتگى در آن بزرگوار بیشتر آشكار میشد. این حقایق پرمغز، پر راز و رمز، اینها باید دائماً در مقابل چشم ما باشد.

خب، در زمان ما نمونه‌هائى از این فداكارى‌ها دیده شد، آنچه در تاریخ خوانده بودیم، بخشهائى از آن را، نمونه‌هائى از آن را، كه یكى از مهمترین و برجسته‌ترین مظاهرِ آن هم همین شجره‌ى طیبه‌ى بسیج است، هم قبل از شروع جنگ تحمیلى، هم در جریان دفاع مقدس - این تجربه‌ى بسیار دشوار و سخت براى كشور - و هم بعد از دفاع مقدس تا امروز، در مقابل چشم دیدیم؛ مسئله‌ى بسیج، تجربه‌ى بسیج، داراى بركات بسیار بزرگى بوده است و ان‌شاءالله این بركات باید ادامه پیدا كند و ادامه پیدا خواهد كرد.
یك نكته این است كه در دوران دفاع مقدس، آنچه كه در حركت بسیج دیده میشد، در عیار خلوص، داراى عیار بالائى بود، كه این را باید امروز هم ما تأمین كنیم در حركت بسیج. میدانِ امروز، میدان پیچیده‌ترى است. رفتن در عرصه‌ى جنگ و قتال و مبارزه كردن و مسئولیت به عهده گرفتن، بعد هم به شهادت رسیدن یا جانباز شدن، یا به سلامت برگشتن، حضور در آن میدانْ كار خطرناكى است، اما پیچیدگى ندارد. حضور در میدانِ امروز در مقابله‌ى با توطئه‌ى دشمن، حمله‌ى دشمن، و صف‌آرائى این دو صف و دو جبهه‌ى برجسته پیچیدگى‌هائى دارد؛ ممكن است آن خطرات نقدِ آن روز، امروز نباشد، لكن پیچیدگى‌هاى بیشترى دارد. امتیاز آن صحنه این بود كه كسى كه میرفت، خلوص واضحى از خود نشان میداد. ورود در آن میدان، ورود در میدان مرگ و زندگى بود؛ شوخى نبود: هم شهامت لازم داشت، هم فداكارى لازم داشت، هم ایمان لازم داشت، هم توكل به خدا لازم داشت، و میرفتند شهید میشدند. امروز در میدانهاى مختلف، همان ایمان، همان شهامت لازم است، اما بدون این عناصر هم ممكن است كسانى در كسوت بسیجى ظاهر بشوند؛ این را بایست مراقبت بكنید. از خودمان مراقبت كنیم در درجه‌ى اول و از محیط بسیج مراقبت بكنیم در درجه‌ى بعد؛ این كارِ یكایك آحاد بسیج است. عیار روحیه‌ى بسیجى در مجموعه‌ى بسیج، از جمله در این مجموعه‌هاى «صالحین»، كه شما تصدى آنها را بر عهده گرفته‌اید و آنها را مدیریت میكنید، باید بالا برود؛ خلوص را باید تضمین كنیم و در مجموعه‌ى كارها تضمین كنید. این یك قدرى سخت است. یك علت اینكه جهاد در میدان مقابله‌ى با نفس و مسائل معنوى، «اكبر» نامیده شده است، همین سخت‌تر بودن كار است. در جنگ با دشمن - جنگ نظامى - انسان راحت میتواند آن میزان خلوص خود را و میزان خلوص دیگران را اندازه‌گیرى بكند؛ راحت‌تر میشود اندازه‌گیرى كرد، اینجا نه؛ اینجا، هم خود انسان دچار اشتباه میشود، هم دیگران در شناخت انسان دچار اشتباه میشوند.
یك نكته‌ى دیگر این است كه از آفتها نسبت به خودمان پرهیز كنیم. آفتِ غرور، آفتِ تظاهر و ریاكارى؛ این آفات، آفات مهلكى است. اگر چنانچه موفقیتى به دست مى‌آوریم، خدا را شاكر باشیم، از خدا بدانیم، براى ادامه‌ى آن از خدا كمك بخواهیم؛ این هم یك مسئله‌ى اساسى است كه دچار غرور نشویم، دچار اعتماد به نفس زیادى نشویم، از خودمان ندانیم، توكل به خداى متعال بكنیم. حقیقت قضیه هم همین است؛ حول و قوه‌اى جز آنچه كه در اختیار خالق ذوالجلال است، وجود ندارد؛ كار اوست؛ توفیق ما، انتخاب ما، توانائى‌هاى ما، شوق ما، ایمان و عشقى كه در دل ما هست، همه صنع دست پروردگار است. این را بدانیم، شاكر باشیم و تزاید او را از خداى متعال طلب كنیم. این هم یك مسئله است.
یك نكته‌ى اساسى كه خوشبختانه دیدم در بیانات حضراتى كه اینجا صحبت كردند مورد توجه قرار گرفته است، كیفیت و عمق این مجموعه‌هائى است كه بدنه‌ى بسیج را و پایه‌هاى اصلى بسیج را تشكیل میدهند. آنچه كه ضرر میزند، ضربه میزند، سطحى‌نگرى در اعتقاد و در فهم و در گزینش منطق و مبناست. سطحى‌نگرى ضربه میزند؛ مثل یك سر بارى كه بر روى یك مجموعه‌ى بارى گذاشته باشند، یك باد شدید، یك تكان شدید، او را مى‌اندازد. عمق باید داد، ریشه باید داد اعتقادات را؛ اینها چیزهائى است كه مورد توجه شما هم بحمدالله قرار دارد. اصل تشكیل مجموعه‌هاى «صالحین»، بر اساس همین دید به وجود آمد كه از لحاظ معنوى، از لحاظ تربیتى، از لحاظ تعلیمى، عمق بخشیده بشود به فكر و به روحیه‌ى جوانان بسیجى ما در بخشهاى مختلف.
خب، در مجموع كه نگاه میكنیم، مى‌بینیم كه وجود بسیج یكى از معجزات انقلاب است. این ابتكار امام بزرگوار ما، آگاهى او را، حكمت او را، اتصال دل نورانى او را به اراده‌ى الهى، به حكمت الهى، نشان میدهد. بسیج یك پایه‌ى مستحكمى براى انقلاب شد. امروز بسیج در زمینه‌ى علم، در زمینه‌ى تجربه، در زمینه‌ى فناورى، در زمینه‌هاى معنوى، در زمینه‌ى خدمات اجتماعى، در زمینه‌ى نظریه‌پردازى در بخشهاى مختلف زندگى اجتماعى، در زمینه‌ى تحصیل، در زمینه‌ى تربیت، ببینید چقدر فعال است در بخشهاى گوناگون. یك روزى اگر تجربه‌اى پیش بیاید و ملت مجبور بشود كه در مقابل دشمن دست به سلاح ببرد و دفاع نظامى بكند، باز هم همین مجموعه‌ى جوانها، همین بسیج، همین جوانهاى شجاع ملت عزیز ما، دلاورى ملت ایران را، ماندگارى ملت ایران را، اقتدار ملت ایران را، شكست‌ناپذیرى ملت ایران را به دشمن نشان خواهند داد.(2) مجموعه‌هاى دیگر، كشورهاى دیگر هم كه در این راه نورانى اسلام خواسته‌اند قدم بردارند یا قدم برداشتند، از این تجربه تبعیت خواهند كرد. این تجربه، تجربه‌ى موفقى است. ما باید عملكرد خوبى نشان بدهیم. این دستورالعملِ بسیج را در جهان اسلام و در میان كشورهاى اسلامى و ملتهاى اسلامى به عنوان یك دستورالعمل زنده و قابل تبعیت و پیروى تثبیت خواهد كرد و این تا حدود زیادى امروز هم اتفاق افتاده است و انجام گرفته است. بنابراین تقویت بسیج، هرچه خالص‌تر كردن و معنوى‌تر كردن عناصر بسیجى، توسعه‌ى فعالیتهاى بسیجى به همه‌ى مناطق زندگى، جزو كارهاى اساسى است كه مجموعه‌ى دست‌اندركاران بسیج و مرتبطین با آن و فعالان در آن باید دنبال كنند.
از خود شروع كردن هم كه دستور اسلام به ماهاست؛ همه‌ى ما در همه‌ى سطوح باید اول از خودمان شروع كنیم. «من نصب نفسه للنّاس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره».(3) در همه‌ى سطوح همین جور است. از خودمان باید شروع كنیم؛ این را ما در بسیج جا بیندازیم.
همین بحث سبك زندگى و اسلوب زندگى به حسب نظر اسلام، این در داخل بسیج میتواند یك معیار براى خودشناسى باشد. بحث این نیست كه دستگاههاى برتر و بالاتر بیایند ما را عیار بزنند، ببینند چه جورى است، بحث این است كه خودمان، خودمان را عیارسنجى كنیم. رفتار ما در محیط كار چگونه است؟ رفتار ما با همسر و فرزند چگونه است؟ رفتار ما در محیط زندگى و محیط اجتماعى چگونه است؟ رفتار ما با زیر دست چگونه است؟ با كسى كه بالادست ماست، رفتار ما چگونه است؟ رفتار ما با دوست چگونه است؟ با دشمن چگونه است؟ اینها همه در اسلام اندازه و معیار دارد. خودمان را بسنجیم. این میشود عیار خویش را سنجیدن، خود را درست شناختن. اگر از اینجا شروع كردیم، بنیان زندگى ما، بنیان كار ما در همه‌ى بخشها، بخصوص در بسیج، كه حالا محل بحث ماست، تقویت خواهد شد.
به هر حال كشور ما، ملت ما، انقلاب ما و تاریخ ما به بسیج نیازمند است و بسیج به كیفیت‌بخشیدن روزافزون به خود نیازمند است و این كارى هم كه شما برادران و خواهران عزیز اشتغال دارید، بخش مسئله‌ى مربوط به «صالحین» و این طبقات «صالحین»، از كارهاى بسیار خوب و برجسته است و در طریق همین تكمیل بسیج قرار دارد كه ان‌شاءالله روز به روز باید آن را كاملتر كرد. كیفیتها باید بالا برود؛ البته كیفیت بر كمیّت ترجیح دارد، لكن كمیّتِ با كیفیت هم داراى اهمیت است؛ یعنى گسترش سطحى و عرضى همراه با عمق‌یابى، هر دو باید مورد توجه قرار بگیرد. امروز دنیاى اسلام محتاج این حركت بسیجى است.
این وحشى‌گرى‌هائى كه در این یك هفته‌ى اخیر در غزه انجام گرفت، كه حقیقتاً انسان را از سطح سبعیت مسئولین رژیم صهیونیستى دچار شگفتى میكند، همین‌ها بایستى وجدان دنیاى اسلام را تكان بدهد و این حركت عظیم مردمى در دنیاى اسلام بایستى روح تازه‌اى پیدا كند. دشمن بیكار نیست و این حركت ابعاد گوناگونى دارد: اولاً، سبعیت سردمداران رژیم صهیونیستى. چقدر اینها وحشى‌اند، چقدر اینها دور از وجدان بشرى‌اند؛ انسانهاى بیگناه را، انسانهاى غیرنظامى را اینجور مورد تهاجم قرار دادن! انسان واقعاً تعجب میكند، حیرت میكند؛ بوئى از انسانیت، اینها نبرده‌اند. اینها در مقابل دنیاى اسلامند، اینها در مقابل نظام جمهورى اسلامى‌اند، اینها مدعى جمهورى اسلامى در محافل جهانى‌اند؛ این انسانهاى بونبرده‌ى از انسانیت. این یك بُعد مسئله است كه خیلى مهم است.
یك بُعد دیگر قضیه این است كه سردمداران نظام استكبار، آنقدر وقیح برخورد میكنند با این قضیه كه انسان را متعجب میكنند؛ یعنى نه فقط اخم نمیكنند، نه فقط بازدارى نمیكنند این رژیم سنگدل و ددمنش را از كارهایش، بلكه او را تقویت میكنند، تشویق میكنند، حمایت میكنند! آمریكا صریحاً حمایت كرد، انگلیس حمایت كرد، فرانسه حمایت كرد. اینها سردمداران دنیاى استكبارند. اینها همان كسانى هستند كه ملتهاى مسلمان، امروز در اعماق دل خود، دشمنى خشن‌تر و منفورتر از اینها ندارند. اینها همه صریحاً حمایت كردند. وزن گرایش به اخلاق و معنویت در دنیاى استكبار را از این حادثه میشود فهمید. چقدر اینها دورند از انسانیت! خب، حالا حمایت سیاسى میكنند به خاطر اغراض فاسد سیاسى، دیگر دم از حقوق بشر چرا میزنند این افراد؟! آیا آمریكا كه در مقابل این حركت خشن و وحشى نه فقط موضع نمیگیرد، بلكه حمایت هم میكند، دیگر حق دارد دم از حقوق بشر بزند؟ حق دارد خود را محاكمه‌كننده‌ى ملتها و دولتها در زمینه‌ى حقوق بشر بداند؟ این هم یك وقاحت مضاعف است. فرانسه همین طور، انگلیس همین طور. سابقه‌ى رفتار اینها در دنیاى اسلام، جنایتهائى كه كردند، كشتارهائى كه كردند، فشارهائى كه به مردم مسلمان در كشورهاى مختلف وارد كردند، اینها هنوز از یاد ملتهاى مسلمان نرفته است، باز امروز از رژیم سبعِ ددمنش وحشى‌اى مثل رژیم صهیونیستى حمایت میكنند، دفاع میكنند از كار او. این هم یك بُعد این قضیه است.
یك بُعد دیگر قضیه، رفتار كشورهاى عربى و اسلامى است، كه رفتار مناسبى نبود. بعضى‌ها به حرف اكتفا كردند، بعضى‌ها حرف هم حتى نزدند؛ محكوم هم حتى نكردند! آن كسانى كه داعیه‌ى اسلام دارند، داعیه‌ى دعوت به وحدت مسلمین دارند، داعیه‌ى هدایت دنیاى اسلام را دارند، خب در یك چنین مواقعى بایستى خودشان را نشان بدهند. در قضایاى گوناگونى كه اغراض سیاسى آنها را تأمین میكند، بى‌دریغ وارد میشوند، اما اینجا چون طرف، آمریكاست؛ چون طرف، انگلیس است، حاضر نیستند حتى درست محكوم كنند. یا به حمایت لفظى اكتفا میكنند، كه هیچ ارزشى ندارد؛ كار كم‌اثرى است. امروز دنیاى اسلام، بخصوص مجموعه‌ى كشورهاى عربى بایستى دست اتحاد به هم بدهند، از این مردم دفاع كنند، محاصره را بردارند و سعى كنند به این مردم مظلوم غزه كمك كنند.
البته خداى متعال به مردم غزه این توفیق را داده است كه در مقابل این دشمن خشن و ددمنش استقامت كنند، ایستادگى كنند، و آنها پاسخ ایستادگى خودشان را هم گرفتند، و آن عزت مردم غزه بود؛ نشان دادند كه با ایستادگى، با مقاومت، با سختكوشى میتوان با همه‌ى حجم كوچك، بر یك حجم بزرگِ پیچیده‌ى مسلحِ تأیید شده و حمایت شده‌ى از طرف قدرتهاى بزرگ فائق آمد. امروز صهیونیستهاى حاكم بر فلسطین اشغالى براى آتش‌بس دستپاچه‌تر از مردم غزه و مسئولان غزه هستند. جنایت را آنها كردند، خباثت را آنها كردند، ددمنشى را آنها كردند، اما ضربه‌ى بیشتر را هم آنها دارند میخورند، به خاطر ایستادگى جمع كوچكِ مسلمان مردم غزه و جوانان غزه. و راه، جز این نیست؛ این یك پیام است به دنیاى اسلام: دنیاى اسلام اگر میخواهد در مقابل حملات دشمنان و خباثتهاى دشمنان و توطئه‌هاى دشمنان و نامردى‌ها و ناجوانمردى‌هاى دشمنان آسیب‌ناپذیر بماند، باید با قدرت از خود دفاع كند.(4) باید در خود قدرت ایجاد كند؛ هم قدرت معنوى كه قدرت ایمانى و عزم اراده است و هم قدرت مادى. پیشرفت علمى، قدرت مادى است؛ تجربه و فناورى، قدرت مادى است؛ توانائى ساخت تجهیزات زندگى، اعم از سلاح و غیر سلاح، قدرت مادى است. اینها را باید دنیاى اسلام و جوامع اسلامى براى خودشان فراهم كنند. آن وقت واحدى به كوچكى غزه سختى را تحمل میكند، شهیدانى میدهد، اما كارى میكند با دشمن، كه همان طور كه گفتیم، دشمن امروز براى آتش‌بس در غزه دستپاچه‌تر است تا خود مسئولان غزه و مردم غزه. این درس است براى دنیاى اسلام و البته ما این درس را از دوران دفاع مقدس آموختیم. بحمدالله مردم ما، جوانان ما، دانشمندان ما، تجربه‌گران ما در این زمینه پیشرفت كردند. از لحاظ علمى پیشرفت كردیم، از لحاظ تجربى پیشرفت كردیم؛ این حقیقت را فهمیدیم كه باید روى پاى خودمان بایستیم. این هم یكى از این عوامل ایستادگى است.
و اتحاد؛ اتحاد. این مسئله‌ى اتحاد و وحدت كلمه‌ى در میان مسلمانان و امت اسلام با یك نگاه؛ و در میان ملتهاى مسلمان در هر كشورى، اتحاد میان مردم كشور و ابعاض گوناگون این ملتها، مهم است؛ در مورد ما هم همین صادق است. اینى كه ما مكرر عرض میكنیم به جناحهاى سیاسى، به مسئولین محترم براى حفظ وحدت، به كسانى كه داراى منبر گفتگو هستند؛ چه روزنامه، چه پایگاههاى اینترنتى، چه بلندگوهاى گوناگون دستگاههاى اجرائى و غیر اجرائى، توصیه‌ى ما دائماً به دوستان، برادران، مسئولان، صاحبان قلم، صاحبان بیان نسبت به امر وحدت، به خاطر این است كه وحدت یك عنصر عظیم است و كشور ما با اتحادى كه خوشبختانه ملت دارند - كه این اختلافات گوناگون نتوانسته است خوشبختانه ملت را تجزیه كند - یكپارچگى‌اش در حد بالائى محفوظ مانده است. مسئولین هم اختلاف سلیقه دارند، اما اختلاف سلیقه تا وقتى كه به گریبانگیرى منتهى نشود، هیچ اشكالى ندارد. همین اتحاد و این همدلى توانسته است كشور را در چشم دشمنان به عنوان یك مجموعه‌ى مقتدر، به عنوان یك كشور مقتدر حفظ بكند. الان هم همین جور است. من چندى پیش سفارش كردم نسبت به اتحاد و وحدت؛ خوشبختانه مسئولین محترم قوا تجاوب كردند؛ خیلى با ارزش است. لازم است از اینها تشكر بشود؛ مسئولین قوا، رؤساى سه قوه تجاوب كردند، اعلام كردند و تأكید كردند بر اینكه بر روى اتحاد بین خودشان در زمینه‌هاى گوناگون، على‌رغم اختلاف سلیقه و اختلاف نظرى كه وجود دارد، خواهند ماند. ما هم همین را از این برادران عزیز و این مسئولان محترم به عنوان یك حركت مثبت میپذیریم و معتقدیم كه واقعاً این كار دوستان حركت خوبى بود و حالا هم باید مواظب بیانات و اظهاراتشان باشند.
این كارى هم كه الان در مجلس محترم شوراى اسلامى هست، این هم یكى از همان مسائلى است كه یك جنبه‌ى تحسین و تمجید درش هست. این را من عرض بكنم؛ شما برادران و خواهران عزیز و ملت عزیز ما توجه داشته باشید؛ اینى كه از مسئولان كشور سئوال بكنند، حالا یا از رئیس جمهور یا از سایر مسئولان اجرائى، این از دو جهت كار مثبتى است: یكى اینكه نشان میدهد كه نمایندگان مردم در قوه‌ى مقننه احساس مسئولیت میكنند نسبت به مسائل كشور؛ این مثبت است. جنبه‌ى دیگر این است كه مسئولان كشور با اعتماد به نفس و با شجاعت قابل تحسین میگویند آماده هستند كه بیایند توضیح بدهند، این سئوالات را بیان كنند؛ این هم مثبت است. هم مسئولان قوه‌ى مقننه‌ى ما به وظیفه عمل میكنند، هم مسئولان قوه‌ى مجریه ما نشان میدهند كه به صحت عمل خودشان و صداقت خودشان اطمینان دارند و اعتماد دارند. انسان چه میخواهد دیگر، از همه بهتر، این است. حالا این كار اتفاق افتاده است؛ یعنى مجلس میگوید میخواهد بپرسد، این احساس وظیفه است؛ دستگاه دولتى میگوید میخواهد با اعتماد به نفس پاسخ بدهد و از عهده‌ى پاسخ برمى‌آید - كه این را به ما هم گفتند - این هم قابل تحسین هست؛ هر دو قضیه خوب است، لكن من معتقدم كه این دو نقطه‌ى مثبت تا اینجا انجام گرفته، از اینجا به بعد دیگر ادامه پیدا نكند.(5) همین جا تمامش بكنند؛ همین جا تمام كنند قضیه را. مجلس یك امتحان خوبى داده است، یك امتحان خوبى مسئولین اجرائى داده‌اند؛ این امتحان، امتحان خوبى بود. مردم هم با بصیرتند، مردم میفهمند، تشخیص میدهند. ادامه‌ى این كار همان چیزى است كه دشمنان میخواهند؛ دوست میدارند این دو قوه را در مقابل هم قرار بدهند؛ یك عده‌اى تحت تأثیر احساسات از این طرف، یك عده‌اى تحت تأثیر احساسات از آن طرف، یك عده‌اى قلمها و وسائل تبلیغ را در روزنامه و در پایگاه اینترنتى و غیره به كار بگیرند و یك فضاى شلوغى درست كنند. نه، كشور احتیاج دارد به آرامش. همه‌ى مسئولین، چه مسئولین تقنین، چه مسئولین قضا، چه مسئولین اجرا، براى اینكه كار خود را انجام بدهند، آرامش لازم دارند، مردم هم آرامش را دوست دارند. آنچه كه وظیفه‌ى مجلس بود، انجام گرفت؛ دولت هم در مقابل آنچه كه وظیفه‌ى مجلس است، اعتماد به نفس لازم را نشان داد؛ این از هر دو طرف خرسند كننده است. از حالا من از آن برادران و مجموعه‌ى چند ده نفرى در مجلس كه این كار را شروع كردند، تقاضا میكنم قضیه را تمام كنند و نشان بدهند عملاً هم مسئولین دولتى، هم مسئولین قوه‌ى مقننه و قوه‌ى قضائیه كه بیش از همه چیز به وحدت این ملت و آرامش كشور احترام میگذارند.(6)
از همه‌ى برادران و خواهران فعال در حوزه‌ى كار بسیج تشكر میكنیم. ان‌شاءالله خداى متعال به همه‌ى شما توفیق بدهد. از برادران و خواهرانى هم كه صحبت كردند، از همه‌شان تشكر میكنیم. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند به همه‌شان جزاى خیر بدهد. از این برادر عزیزى هم كه این مدال خود را به ما اهدا كردند، تشكر میكنیم. این مدال را هم من قبول كردم از ایشان، لكن درعین‌حال برمیگردانم و هدیه میكنم به خودشان؛ بهتر همین است كه دستشان بماند كه هم یادگار قهرمانى‌شان باشد، هم یادگار ما به ایشان باشد. ان‌شاءالله موفق باشید.




نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آذر 1391 توسط علی بهزادی
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}